على آقا نورى
88
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
سرفصلهاى برخى از آثار به جامانده از گذشته و نوشتههاى معاصران ، بهترين گواه اين مدعاست . « 1 » در اينجا از گزارش و داورى دربارهء برداشتها و پيامدهاى مختلف و متضاد كلامى ، فقهى و احيانا سياسى حديث صرفنظر كرده ، با توجه به محدوديت اين نوشتار تنها به يكى از مهمترين پيامدهاى تاريخى آنكه دامنگير بسيارى از ملل و نحلنگاران گذشته شده است ، اشاره مىكنيم . اين پيامد عبارت است از : تكثير و تطبيق تعداد فرقههاى اسلامى بر مضمون عددى حديث افتراق و اثبات صحّت معطوفات عددى آن و به تبع آن گنجاندن تعداد قابل ملاحظهاى از گروههاى شيعى ؛ با ملاحظه بسيارى از تأليفاتى كه بهطور مستقيم و يا غيرمستقيم به ملل و نحل پرداختهاند اين تأثيرپذيرى روشن مىشود ؛ صاحبان اينگونه آثار ، با مسلم دانستن ظاهر عددى اين حديث ، و درستى نقل آن به ساماندهى فرق و مذاهب پرداخته و گاهى نيز با حذف و اضافه و يا درج برخى از فرق در فرقههاى ديگر ، خود را به زحمت زيادى انداختهاند . اين در حالى است كه هيچ دليل عقلى و شرعىاى بر وجود چنين انحصارى در شمارش فرق وجود ندارد « 2 » . تحقيقا بىضابطگى در تعيين و تشخيص فرقه از غيرفرقه و غرضورزىها و دشمنىهاى فرقهاى « 3 » تاحدود قابل توجهى به تكثير ، اختلاف در نامگذارى و خلط اصطلاحات فرقهاى دامن زده است . عدم ارائه مدارك و منابع در آثار نويسندگان گذشته را نيز مىتوان زمينهء مناسبى براى رواج اين پديده دانست ، اما بنابر اذعان خود آنان ، استناد به صدر و ذيل اين حديث و پافشارى بر مضمون عددى آن ،
--> ( 1 ) . براى اطلاع از نقلها و پيامدهاى مختلف اين حديث نك : آقا نورى ، على ، « حديث افتراق امّت » . هفت آسمان شماره 18 . ( 2 ) . شاطبى ، الاعتصام ، ص 481 - 483 . ( 3 ) . اينگونه دشمنىها حتى از عناوين انتخابى نويسندگان براى آثارشان پيداست . به ويژه اينكه نگاه آنان به افتراق غالبا از روى بدبينى بوده است . دو نمونه از نقش دشمنى در تكثير فرقهها را نك : ملطى ، ص 95 - 100 ، 29 - 31 ؛ مقريزى ، ج 3 ، ص 293 به بعد .